مهدی شانزده ساله شد
دیروز یکشنبه 93/6/9 مهدی عزیزم یکسال بزرگتر شد ومن برعکس سالهای قبل که یک برنامه کوچیک براش تهیه میدیدم به خاطر نبودن بابا نادرش نتوانستم برنامه ای بزارم البته میخواستم برا شام ببرمش پیتزا 20 ولی نشد امشبم مهمانی دعوتیم و اگر برنامه جور شود برای سه شنبه که دیگه امیدی ندارد و البته اگر ماشین درست بشه برای شام بریم بیرون و آقا مهدی رو سور پرایز کنیم .خرابی ماشین هم الکی الکی به خاطر کارواش بردن ماشین روز سه شنبه و شستن موتور پیش اومده و خاموش میشه و امروز صبح که بعد از 4 روز از قضیه گذشته اصلا روشن نشد و ما با آژانس اومدیم سرکار تا بعد از ظهر ببینیم مشکلش چیه و چه طوری حل میشه .دیروز عمه های مهدی بهش اس ام اس تبریک تولد زده بودن و شب ابراز خوشحالی میکرد و میگفت عمه هام به من اس ام اس دادن و از طرفی با پول کادو تولدی خاله ها و عزیز مریمش رفته فلش خریده و توش فیلم ریخته و حال میکنه و میخواد یک توپ والیبال هم بخره . امیدوارم و از خدا میخوام که همه بچه ها و نوجوانها را در پناه خودش حفظ کنه و به راه راست هدایتشون کنه و مراقبشون باشه تا گول شیطان را نخورن و همشه موفق و موئید و کامیاب و سلامت باشن در همه مراحل زندگیشون و سایه پدرو مادر بالا سرشون باشه و خدا بچه ها رو هم برا پدرو مادرا حفظ کنه انشاءا...



مهدی شانزده ساله شد
