مهدی مهدی ، تا این لحظه: 27 سال و 1 ماه و 18 روز سن داره
مهبدمهبد، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره

پسران مامان وبابا

حال خوب و خوش درستی و یکرنگی

ثبت خاطره قربانی برای معافیت مهدی جان ومسافرت شمال با عمه ها و عموهای عزیز

سلام امروز یکشنیه 16 تیر ماه هست. مهدی خدا رو شکر مشغول هست و تهران میره سر کار مهبد هم بازی  خواب و هر از گاهی هم با کتابهای کمک درسی با اکراه و به سختی مشغول تمرین کردن میشه. روز 5 شنبه 6 تیر ماه با اولین حقوق مهدی یک گوسفند به خاطر معاف شدن سربازی قربانی کردیم و برای شام آبگوشت گذاشتیم و خاله ها و دائی های عزیزش رو دعوت کردیم و همگی زحمت کشیدن و کادو به مهدی جان دادن که خیلی سورپرایز شد و گفت ای بابامگه تولده و خلاصه حسابی ذوق کرد.عمه ها و عموها هم قرار شد در مسافرت شمال آبگوشت درست کنیم و در خدمتشون باشیم.  روز سه شننبه 11 تیر ماه 98 ساعت 4 بعد از ظهر با عمه و عموهاو حاج محسنی و خانمش و عمه مینای عزیز حرکت کردیم به سمت شما...
16 تير 1398

ماه مبارک رمضان 1398

سلام .روزتون به خیر و خوشی و سلامتی. امروز که این مطلب رو مینویسم 18 خرداد ماه هست . روز شنبه . بعد از تعطیلی 4روزه به مناسبت ارتحال امام (ره)عید فطر و  15 خرداد. عیدتون مبارک نماز روزه هاتون قبول درگاه حق انشاءا... . امیدوارم که با پایان این ماه پربرکت خیر و برکت در زندگی ها جاری بشه . ماه مبارک رمضان طبق تقویم از 16 اردیبهشت باید آغاز میشد ولی به دلیل اینکه ماه رویت نشد 17 اردیبهشت روز اول ماه مبارک رمضان شد.روزها طولانی و هوا گرم بود و  روزه داران باید با صبر و تحمل روز رو سپری می کردند تا اخر اردیبهشت ماه که مهبد مدرسه می رفت خیلی سخت تر بود چون بعد از خوردن سحری باید برای مدرسه رفتن مهبد بیدار میشدیم که یک دوباری خواب موندیم و...
18 خرداد 1398

خاطرات سال نو . تعطیلات نوروز 1398

با سلام . امروز که این مطلب رو می نویسم 18اردیبهشت ماه مصادف با دوم ماه مبارک رمضان هست . خدا رو شکر سال گذشته به خیر و خوشی سپری شد و برای چهارشنبه آخر سال همگی خونه باغ جمع شدیم و آش رشته درست کردم و بچه ها حسابی بازی کردن و آتیش سوزندن و همه چیز به خوبی و خوشی تمام شد و ساعت 12 شب رفتیم خونه تا آماده بشیم که صبح زود حرکت کنیم بریم شمال سیاهکل خونه عمه طاهره جون . قرار بود که ساعت 5 صبح بع از نماز حرکت کنیم که خواب موندیم و ساعت 6/30 حرکت کردیم . جاده تا هشتگرد و قزوین ترافیک بود ولی بعد خوب شد و دوباره رودبار ترافیک بود و خلاصه ساعت 12 رسیدیم . برای ناهار عمه طاهره از خونه غذا آماده کرده بود و برنج و سالاد درست کردیم و خانواده اقای رضوی و...
18 ارديبهشت 1398

خاطرات زمستان

سلام روزتون به خیر و خوشی . امروز 12 اسفند ماه در حالی این پست رو می نویسم که به امید خدا من با 20 سال سابقه بازنشست شدم و مهدی هم به امید خدا تا پایان سال فارغ التحصیل میشه و برای نظام وظیفه اقدام میکنه تا ببینیم که برای سال جدید چه برنامه ای براش رقم میخوره . امیدوارم که بتونه در آزمون کارشناسی شرکت کنه و قبول بشه و به ادامه تحصیلش بپردازه. مهبد خان هم پدر من رو درآورده با درس خوندن و بی حواسی و بازیگوشیهاش و بیشترین دغدغه اش همچنان مهمان دعوت کردن و مهمانی رفتن و مسافرت رفتن هست و مدرسه رو خیلی جدی نمیگیره .هفته قبل روز شنبه که مهبد از مدرسه آمد خبر بدی آورد که معلم کلاس اولش خانم کرمانی به رحمت خدا رفته . معلمی خوب و دلسوز و مهربان و ......
12 اسفند 1397

شب یلدای سال 1397

سلام . فصل پاییز هم تمام شد . خدا رو شکر امسال نسبت به سالهای قبل بارندگی خوب بود و از آلودگی هوا تا حدودی در امان بودیم و مدرسه بچه ها تعطیل نشد. روز چهارشنبه مهبد در مدرسه با دوستانش جشن یلدا داشتند . چند تا از مامانهای گل زحمت کشیده بودند و وسایل جشن رو تهیه کرده بودن و فقط به بچه ها گفته بودن که یک کراوات به شکل هندوانه درست کنند و با خودشون ببرن مدرسه که برای من همین کار هم معظلی بود که فائزه جون به دادم رسید و تا متوجه شد ، وسایل مورد نیاز رو خرید و دست به کار شد و کراوات رو درست کرد. همین باعث شد تا سمیه و مادرش هم باهاش همکاری کنن و برای همه بچه پسرها کراوات و دخترها تل سر و خانمها هم گلسر هندوانه درست کنند. به مهبد حسابی در مدرسه خو...
4 دی 1397

شب یلدای سال 1397

سلام . فصل پاییز هم تمام شد . خدا رو شکر امسال نسبت به سالهای قبل بارندگی خوب بود و از آلودگی هوا تا حدودی در امان بودیم و مدرسه بچه ها تعطیل نشد. روز چهارشنبه مهبد در مدرسه با دوستانش جشن یلدا داشتند . چند تا از مامانهای گل زحمت کشیده بودند و وسایل جشن رو تهیه کرده بودن و فقط به بچه ها گفته بودن که یک کراوات به شکل هندوانه درست کنند و با خودشون ببرن مدرسه که برای من همین کار هم معظلی بود که فائزه جون به دادم رسید و تا متوجه شد ، وسایل مورد نیاز رو خرید و دست به کار شد و کراوات رو درست کرد. همین باعث شد تا سمیه و مادرش هم باهاش همکاری کنن و برای همه بچه پسرها کراوات و دخترها تل سر و خانمها هم گلسر هندوانه درست کنند. به مهبد حسابی در مدرسه خو...
4 دی 1397

خاطرات مسافرت مشهدالرضا(ع)

سلام روزتون به خیر و خوشی. ما یهوئی تصمی گرفتیم که باری تاریخ 21 آذر ماه تا 24 آذر ماه بلیط قطار تهیه کنیم و بریم زیارت امام رضا (ع) هفته قبل قسمتمون شد که بریم به مشهد و یک سفر خوب و به یاد ماندنی زیارتی سیاحتی داشتیم . بلیط رفت ما از تهران ساعت 4 بعد از ظهر بود و همراهان مهبد ، من و پدرش، عزیز مریم و خاله فاطمه و طاها بودن که خاله و طاها طلبیده شده بودن . چون بلیط به نام  خاله زهرا و مهدی (برادرمهبد) بود که قسمت نبود بیان و برنامه شون جور نبود بنابراین خاله فاطمه و طاها اومدن. طاها 9ماه بزرگتر از مهبد بود و هر دو کلاس سوم هستند و یک همسفر خوب و عالی برای هم بودن .همگی ساعت 3 ایستگاه  راه آهن تهران بودیم . ساعت 4 سوار قطار شدیم و ...
28 آذر 1397

پاییز 97و مسافرتهای شمال پی در پی مهبد خاااان

سلام و عرض ادب . امروز 27 ابان ماه هست . مهبد به مدرسه شاهد شهیدان علافی میره کلاسه سومه و آقای نوائی معلم خوب و مهربانش هست  و مهدی هم ترم 5 دانشگاه .مهبد همچنان نسبت به خواندن و نوشتن درس و مشقها و تکالیفش بی علاقه است و هر روز با بی میلی تمام از خواب بیدار میشه و با کلی نق و نوق آماده رفتن به مدرسه میشه . موقع برگشتن از مدرسه خوشحاله و سرحال ولی میر سه خونه تا اسم انجام تکالیف میاد دوباره دست درد و پادرد و...شروع میشه . فقط امیدوارم که زودتر از حال و هوای تابستان و بازیگوشی خارج بشه و به درس و مشقها علاقه مند بشه . جدیدا هم میگه ببرمش کلاس موسیقی ثبت نامش کنم . پیرو پروژه شمال یک سفر دو روزه در تاریخ 18مهر تا 20 مهر با دوست مهدی به ا...
26 آبان 1397

پایان تابستان 1397 و شروع محرم

سلام .روزتون به خیر و خوشی . طی یک ماه اخیرکلی جریانات پیش اومد . و مهمترین اینه که بالاخره بعد از چندین سفریهوئی و نیم روزه  ظرف 2ماه اخیر به شمال ، هفته قبل که به قصد سفر باخانواده عمو ناصر و عموحسین رفتیم ویلای آقای رضوی یه زمین خوب با بنای نیمه ساخته نزدیک کلاچای روستای هادی کیاشهر در صیاد محله معامله کردیم و طی سه فقره چک تا 20 ابان تحویل میگیریم .به امید اینکه بتونیم چکها رو پاس کنیم و بعد هم خونه رو تکمیل کنیم تا مورد استفاده قرار بگیره.  امروز 20 شهریور و اولین روز ماه  محرم هست . ما طبق روال سلهای قبل در حال تهیه و تدارک لوازم نذری هستیم تا به امید خدا روز جمعه ناهار برنج و قیمه پخش کنیم . امسال هم قراره نذری باغ زنعم...
20 شهريور 1397

خاطرات تابستان 1397

سلام . امسال بهار بارانی و خنکی داشتیم ولی تابستان حسابی گرم شده . الان نیمه مرداد ماه هست و هوا همچنان گرمه .بعد از تمام شدن ماه رمضان یه سفر چهار روزه داشتیم به شمال . رفتیم سیاهکلرود پیش خانم صادقی . حسابی خوش گذشت. مهبد امسال تابستان همراه طاها کلاس فوتبال میره و کلاس چرتکه . کلا سه روز در هفته . بعد از مدتها دوستم فرشته به من زنگ زد و ما رو دعوت کرد طالقان. من هم قبول کردم به شرط اینکه اول بیان باغ چمن 4 بعد بریم طالقان. اومدن باغ و حسابی خوش گذشت .  ضمنا امسال برای مهبد هم تولد گرفتیم خیلی خوب بود و خوش گذشت . 60 نفر مهمان داشتیم . مهمونی تو باغ چمن یک بود که حسابی خاله زهرا و عمو حاجی به زحمت افتادن. بعد از تولد مهبد رفتیم شمال ر...
14 مرداد 1397