خاطرات سفر شمال اردیبهشت ماه
با سلام خدمت عزیزان امروز خاطره سفر به شمال رو مینوسیم که داستانی جالب و متفاوت بود البته برای خودم . ما برنامه ریزی کردیم به خاطر بازشدن شکوفه های پرتقال چهارشنیه 24 خرداد بریم شمال با عمه عموهای مهدی و مهبد و باقی دوستانی که دوست دارن بیان چون 26 خرداد روز شنبه تعطیلی مبعث بود. ولی به خاطر اینکه اقای صادقی کندو زنبور عسل تو باغمون گذاشته بود برنامه تغییر کرد و مسافرت همه کنسل شد و فقط خانواده ما و اقای رضوی که هفته قبل تو راه شمال تصادف کرده بود و ماشین نداشت و مهدی هم به خاطر نیومدن سایرین جا زد و نیومد با یه ماشین رفتیم خونه اقای صادقی و خلاصه ساعت 1/30رسیدیم شمال و خوابیدیم . صبح پنج شنبه با زنگ محمدرضا بیدار شدم اومده بود برای آقای ...
نویسنده :
مامانی
10:15



