چهار شنبه سوری سال 92
با سلام .ببخشید که به خاطر شلوغی کار های شب عید چه تو اداره و چه تو خانه تازه امروز تونستم فرصت کنم و خاطره چهارشنبه سوری را بنویسم . برنامه ما برای چهارشنبه سوری اینطور بود که از سرکار زودتر حرکت کنیم و بریم وسایلمون را جمع کنیم و حرکت کنیم به سمت باغ من از شب قبل با تمام خستگی حبوبات آش را پخته بودم تا برای عصر چهارشنبه سوری آش رشته درست کنم ولی برعکس من مجبور شدم برم به اداره دارائی وکلی گرفتاری تا رسیدم خانه ساعت 3/30 بعدازظهر بود و نادراز ساعت 12 از سرکار مرخصی گرفته بود و مهبد را برده بود آرایشگاه که برای اولین بار مثل یک آدم حسابی موهاش مرتب شده بود و کلی تغییر کرده بود . تارفتیم دنبال عزیز و اقاجون که مهبد اونجا بود و رادین هم بود وم...
نویسنده :
مامانی
14:37



