مریض شدن مهبد
با سلام روز 5شنبه صبح زود بابانادر و با آقاجون و حاجی محسنی رفتن شمال تا یک آپارتمان که متعلق به آقا فریدون بود ببینند تا اگر خوب باشه سر بدهی حاجی که از فریدون طلب داشت بخرن واز قبل هم عزیز و اقاجون برای شام اقای رضوی را به باغ دعوت کرده بودن و من ساعت 10 آقا مهبدرا بیدار کردم تابریم بانک مسکن . اول که جای پارک ماشین نبودوکلی تو یک کوچه رفتم پایین تا ماشین را پارک کردم وقتی رفتیم تو بانک 18نفر جلو ما بودن بودن که زیاد نبود ولی با بودن مهبد خیلی سخت بود 2دقیقه تو بانک بودیم گفت بریم بعد که با دوربین ها سرگرم شد که جقدر دائی محمد رضا دوربین کار گذاشته دوباره گفت بریم منم گفتم بریم بشین روی صندلی و نقاشی کن با یک خودکار و برگه انتقادات بان سرگ...
نویسنده :
مامانی
15:18



